هر کس صفحه 96 معنی شعر گل و گل رو بفرسته تاج میدم

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

تاج بدههه

جواب معرکه

گل و گل شبی در محفلی با آه و سوزی *** شنیدستم که مرد پاره دوزی چنین می‌گفت با پیر عجوزی *** «گلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم» یک شب در مجلسی شنیدم که پیرمرد کفش دوزی با حسرت و ناله به پیرزنی می‌گفت: روزی در حمام گل خوشبویی از یار محبوبی به دستم رسید. گرفتم آن گل و کردم خمیری *** خمیری نرم و نیکو، چون حریری معطر بود و خوب و دلپذیری *** «بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم» آن گل را گرفتم و با آن خمیری درست کردم که مانند ابریشم نرم بود. آن گل خیلی خوش‌بو بود. از او پرسیدم آیا تو مشک یا عبیر هستی؟ زیرا که بوی خوش تو من را مست کرده است. همه گل‌های عالم آزمودم *** ندیدم چون تو و عبرت نمودم چو گل بشنید این گفت و شنودم *** «بگفتا من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم» من گل‌های زیادی دیده‌ام ولی هیچ گلی مانند تو نبود و از عطر تو تعجب می‌کنم. وقتی گل این حرف مرا شنید گفت: من گِل ناچیز و بی‌مقداری بودم ولی مدتی هم‌نشین گُل شدم. گل اندر زیر پا گسترده پر کرد *** مرا با همنشینی مفتخر کرد چو عمرم مدتی با گل گذر کرد *** «کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم» گل خودش را زیر پای من گسترد و به من افتخار هم‌نشینی با خودش را داد. وقتی بخشی از عمرم در کنار گل گذشت، صفات خوب و عطر هم‌نشینم در من تاثیر گذاشت و من خوش‌بو شدم. وگرنه من همان خاکی هستم که بودم و تغییری نکردم. معنی لغات درس گل و گل: محفل: مجلس و گروه پاره دوز: کفش دوز عجوز: پیرزن مشک: ماده سیاه رنگ و خوش‌بو عبیر: نوعی ماده خوش‌بو دلاویز: دلپذیر و عطرآگین

جواب معرکه

شبی در محفلی با آه و سوزی *** شنیدستم که مرد پاره دوزی چنین می‌گفت با پیر عجوزی *** «گلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم» یک شب در مجلسی شنیدم که پیرمرد کفش دوزی با حسرت و ناله به پیرزنی می‌گفت: روزی در حمام گل خوشبویی از یار محبوبی به دستم رسید. گرفتم آن گل و کردم خمیری *** خمیری نرم و نیکو، چون حریری معطر بود و خوب و دلپذیری *** «بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم» آن گل را گرفتم و با آن خمیری درست کردم که مانند ابریشم نرم بود. آن گل خیلی خوش‌بو بود. از او پرسیدم آیا تو مشک یا عبیر هستی؟ زیرا که بوی خوش تو من را مست کرده است. همه گل‌های عالم آزمودم *** ندیدم چون تو و عبرت نمودم چو گل بشنید این گفت و شنودم *** «بگفتا من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم» من گل‌های زیادی دیده‌ام ولی هیچ گلی مانند تو نبود و از عطر تو تعجب می‌کنم. وقتی گل این حرف مرا شنید گفت: من گِل ناچیز و بی‌مقداری بودم ولی مدتی هم‌نشین گُل شدم. گل اندر زیر پا گسترده پر کرد *** مرا با همنشینی مفتخر کرد چو عمرم مدتی با گل گذر کرد *** «کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم» گل خودش را زیر پای من گسترد و به من افتخار هم‌نشینی با خودش را داد. وقتی بخشی از عمرم در کنار گل گذشت، صفات خوب و عطر هم‌نشینم در من تاثیر گذاشت و من خوش‌بو شدم. وگرنه من همان خاکی هستم که بودم و تغییری نکردم. معنی لغات درس گل و گل: محفل: مجلس و گروه پاره دوز: کفش دوز عجوز: پیرزن مشک: ماده سیاه رنگ و خوش‌بو عبیر: نوعی ماده خوش‌بو دلاویز: دلپذیر و عطرآگین محمد تقی بهار که ملقب به ملک‌الشعرای بهار است، از شاعران بزرگ معاصر کشورمان است. او در این شعر به زیبایی تاثیر همنشین و دوست خوب را به تصویر کشیده است. ما هم باید از آن درس بگیریم و در انتخاب دوستان و همنشینان خود دقت کنیم و با افراد خوب نشست و برخاست کنیم.

سوالات مشابه درس 10 فارسی هفتم

امیر محمد کریمی · درس 10 فارسی هفتم
فاطی طیبی · درس 10 فارسی هفتم
xx .. · درس 10 فارسی هفتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم