🦋Zarii🦋

فارسی هفتم. درس 6 فارسی هفتم

جواب سوال =معرکه

جواب ها

جواب معرکه

jana

فارسی هفتم

در دیاری دور، در شهری پررونق، دو تاجر زندگی می‌کردند به نام‌های 'راستین' و 'کژراه'. هر دو قصد داشتند کالاهای خود را به بازاری در شهری دیگر برسانند، بازاری که گفته می‌شد بسیار پرمنفعت است. راستین، مردی درستکار و صبور بود. او ساعت‌ها وقت گذاشت و با دقت تمام، پارچه‌های نفیس و ظروف گران‌قیمت خود را در صندوق‌های محکم چید. هر پارچه را مرتب تا کرد و هر ظرف را با پارچه‌ای نرم پوشاند تا در مسیر آسیبی نبیند. سپس بار خود را بر ارابه‌ای مطمئن نهاد و آن را به خوبی مهار کرد. او راه اصلی و درازتر را انتخاب کرد، راهی که می‌دانست امن و شناخته شده است، هرچند که زمان بیشتری می‌برد. اما کژراه، مردی عجول و فریبکار بود. او دوست نداشت وقتش را صرف دقت و حوصله کند. پارچه‌هایش را سرسری مچاله کرد و ظروفش را بی‌ملاحظه روی هم انباشت. او فکر می‌کرد می‌تواند با یک میان‌بر کوهستانی، زودتر از راستین به مقصد برسد. به راستین گفت: 'ای دوست، این راه طولانی را چرا طی می‌کنی؟ من از راهی می‌روم که زودتر رسیده‌ام و سود بیشتری برده‌ام!' راستین لبخندی زد و گفت: 'بار کج، عاقبتش معلوم است. امیدوارم سفرت بی‌خطر باشد.' کژراه با شتاب از راه کوهستانی پا گذاشت. جاده ناهموار بود و هر لحظه ارابه‌اش به شدت تکان می‌خورد. پارچه‌ها از هم باز شدند و خاک راه روی آن‌ها نشست. ظروف گران‌قیمت، نه تنها ایمن نبودند، بلکه با برخورد به یکدیگر، شروع به شکستن کردند. او ناچار شد برای جلوگیری از واژگون شدن، بار را کج و نامتعادل نگه دارد. در میانه راه، بخشی از بار به دلیل نااستواری، از ارابه به دره سقوط کرد و کژراه با دلی شکسته و دستانی خالی به راهش ادامه داد. در همین حین، راستین با آرامش و اطمینان سفر می‌کرد. هر چند گاهی در مسیر توقف می‌کرد تا از سلامت بار خود مطمئن شود، اما همین دقت او باعث شد تا تمام کالاهایش سالم و نو به مقصد برسند. وقتی راستین وارد بازار شهر شد، با استقبال خوبی روبرو شد. کالاهای سالم و زیبایش به سرعت به فروش رفت و او سودی کلان به دست آورد. چند روز بعد، کژراه با ارابه‌ای نیمه خالی و کالاهای آسیب‌دیده به شهر رسید. تلاشش برای فروش آنچه مانده بود، به سختی نتیجه داد و با زیان فراوان، ناامید و شرمنده به دیار خود بازگشت. او با چشمانی پر از حسرت به راستین نگاه کرد و فهمید که چرا 'بار کج به منزل نمی‌رسد'؛ چون راه نادرست و بی‌دقتی، هرگز او را به سرمنزل مقصود، یعنی موفقیت و سود واقعی، نرسانده بود
پانسا

فارسی هفتم

معرکه یادت نره جواب داخل عکس

جواب معرکه

M.H.F.A

فارسی هفتم

معرکه یادت نره

سوالات مشابه درس 6 فارسی هفتم