hananeh

فارسی هشتم.

هر کی بفرسته معرکه میدم زود باشید

جواب ها

نیلا

فارسی هشتم

خودت چرا نمینویسی

جواب معرکه

دنیل محمدی

فارسی هشتم

یک روز بهاری زمانی که از خواب بیدار شدم و بیرون پنجره را به نظاره نشسته بودم یک چیزی را دیدم که مایه برکت و پاکی و رزق و روزی بود که اسمش باران بود زمانی که صدای زیبا و دل نواز باران را می‌شنیدم تمام روح و روان از آرامش پر میشد و زمانی که از خانه بیرون رفتم و قطرات درخشان و شفاف باران به گونه ام می‌نشست حس شادی و شور و اشتیاق در درون من قوطه ور میشد من از آن روز بارانی زیبا فهمیدم که آن چیزی که از همه لحاظ مایه برکت و زیبایی است و بوی خوش مشام خاک را در هوا منتشر می‌کند بارانی است که جز زیبایی چیز دیگری ندارد

جواب معرکه

𝑹𝒐𝒏𝒚𝒂

فارسی هشتم

بفرما

جواب معرکه

زیبا

فارسی هشتم

مقدمه: صدای رعد و برق آسمان سکوت سنگین شهر را می شکند. دانه های تسبیح از دست ابر رها می شوند و هر کدام در جای جای این شهر فرو می افتند. یکی بر سر دشت، یکی بر روی رود. دیگری بر صورت گلی سرخ و آن یکی بر سقف خانه ما. بدنه: باران با همه عظمتش می بارد تا گلی را زنده کند و زمینی را تازه کند و دل خاک خورده انسانی را از غم بشوید. بارانی که از خود می گذرد تا شاعر با آهنگ دل نشینش شعری بسراید و به راستی که چه صدای موزونی دارد! صدای تپش قلب آسمان همانند لالایی مادران آرام و گوش نواز است و انسان را به وجد می آورد. صدای شلپ شلپ پای مردمی که با چترهایشان زیر باران قدم می زنند و چاله های آب را رد می کنند نیز زیبا است. جالب تر ازآن کودکانی هستند که بدون توجه به باران، همچنان گل کوچک بازی می کنند سر و از پا نمی شناسند و بدون هراسی از سرما خوردگی فریاد می دوند و فریاد می زنند ، دعوا می کنند و در نهایت خسته می شوند. باران شدید مرا مجبور میکند به خانه پناه می ببرم. بهترین مکان خانه هنگام بارش باران اتاق زیر شیروانی است. صدای تاک تاک باران اتاق را پر کرده است و این پیام را به من می دهد که باران هنوز ادامه دارد. و د رپس این پیام، امید به آینده را نیز در وجود من تداعی می کند. اینکه بالاخره باران تمام می شود و از خانه بیرون خواهم آمد. نتیجه: مرواریدهای الهی به بزرگی خداوند متعال ایمان دارند و این گونه از اوج آسمان پایین می آیند و سر بر خاک می گذارند. در حالی که ما انسان های روی زمین هنوز در خواب غفلت به سر می بریم. پس چه خوب است که با شنیدن صدای این نعمت بزرگ الهی ، از خواب غفلت بر خیزیم و خدا را با تمام وجود حس کنیم

جواب معرکه

خانوم وای y✨

فارسی هشتم

هر زمان که چشم به صبح می گشودم نخستین عمل من سلام به درختان حیاط خونه بود با نگریدن به دست های سبز دل انگیزشان خاب از سرم میپرید یک صبح که بیدار شدم ابر ها خشم خود را در اسمان پخش کرده بودند و اشک هایشان را بر زمین فرو میریختند اما صدای خوردن قطره ها بر روی زمین بر دلم خراش نمی انداختند بلکه موجب شادمانی دلم میشد تکه های اب از اسمان ب هم میخوردند و مانند تبل ب زمین میکوبیدند و اهنگی تازه را به طبیعت میبخشیدند صدای ان اهنگ برایم از نگاه کردن به طبیعت زیبا هم ارامش بیشتری داشت خلاصه که صدای باران ان صبح از هر چیزی دلپذیر تر بود معرکه.

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن