روزی مردی الاغش را گم کرد
از پسری پرسید و پسر گفت بله
مرد گفت او از کدام طرف رفت و پسر گفت من الاغی ندیدم
مرد عصبانی شد و پسر را پیش حاکم برد
پسر به حاکم گفت من به نشانه هایش توجه کردم رد پایش گندمهای خورده شده و خود گندمها مرد از او معذرت خواهی کرد
و تمام