سجع آرایه ای هست که از هماهنگی واژگان پایانی دو جمله در یک عبارت بوجود میاد
سه نوع هست مطرف که واج های پایانی یکسان و وزن ناهمسان دارن
متوازن که وزن کلمات یکسان ولی واج پایانی یکسان نیست
متوازی که هم وزن و هم واج پایانی یکسانی دارن
ارزش موسیقیایی سجع متوازی از همه بیشتر و سجع متوازن از همه کمتر است
در صورت تمایل معرکه بدهید 🙏💙
سجع به لغاتی گفته میشه که به نثر وزن میدن و دارای حروف پایانی مشترک؛ وزن مشترک و یا هردو اینها هستن و درواقع همون کاری رو میکنن که قافیه تو شعر انجام میده؛ و این سجع در کمتر از دو جمله نمیتونه بیاد (یعنی در یک جمله یا بیشتر باید بیاد)
سجع مطرف: به نوعی از سجع گفته میشه که لغات حروف پایانی مشترک دارن
سجع متوازن: نوعی از سجع هست که کلمات فقط وزن مشترک دارن.
سجع متوازی: نوعی از سجع هست که کلمات هم وزن و هم حروف پایانی مشترک دارن.
تاج یادت نره:(
سجع چیست
سجع : آرایه سجع یا «تَسجیع» بدین گونه است که گوینده، سخن خود را با «سجع» بیان کند، بدین گونه که واژههای پایانی دو یا چند جمله را از نظر وزن یا حروف آخر کلمه یا هر دو همانند سازد. کلامی که با سجع بیان شود «مُسَجَّع» و جمله های همانند را «قَرینه» گویند.
انواع سجع با مثال:
ارایه سجع بر سه قسم است:
متوازی
مطرف
متوازن.
آرایه سجع متوازی با مثال:
سجع متوازی، آن است که کلمات در وزن و حرف رَوی، هر دو، مطابق باشند. مانند: (کار، بار)، (دست، شست)، (خامه، نامه).
زیباترین سجع، سجع متوازی است. زیرا لطف آرایه های لفظی بدیع، بسته به موسیقی و آهنگی است که واژه ها به کلام می بخشند و این در سجع متوازی بیشتر است.
مثال:
در متن زیر، میان واژگان «آذارند – آفتابند» و «نمی بارند – نمی تابند – نمی رانند» سجع متوازی وجود دارد:
– ابر آذارند و نمی بارند، چشمۀ آفتابند و بر کس نمی تابند. بر مرکب استطاعت سوارند و نمی رانند.
در جمله های زیر، میان واژگان «رحمت- نعمت» و «رسیده- کشیده» سجع متوازی وجود دارد:
– باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بیدریغش همه جا کشیده.
سجع مطرف با مثال:
آرایه سجع مُطَرَف، آن است که واژگان در حرف رَوی، یکی، ولی در وزن، مختلف باشند؛ مانند: «کار، شکار»، «دست، شکست»، «شانه، نشانه».
مثال:
در متن زیر، میان کلمات «آرند- بیازارند» سجع مطرف وجود دارد:
– دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دَم بیازارند.
سجع متوازن با مثال:
آرایه سجع متوازن، آن است که کلمات قرینه، در وزن، متفّق، ولی در حرف رَوی، مختلف باشند؛ مانند: (کام، کار)، (نهال، بهار).
مثال:
در متن زیر، میان کلمات «پاک – صاف» و «شریف – کریم» سجع متوازن وجود دارد:
– فلان را اصلی است پاک و طینتی است صاف، دارای گوهری است شریف و صاحب طبعی است کریم.