من شعر های کاظم بهمنی رو خیلی دوست دارم برای مشاعره رفتم خواندم بعضی هاش واقعا زیبا بود
مثلا قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
باب موهای تو گم کرد خداوندش را
نخ به پای بادبادک های کم طاقت مبند
زندگی را هر چه آسان تر بگیری بهتر است
قصه میبافد نگاهم با کلافی از خیال
میخورد صد ها گره با آرزوهای محال
چه زیبا میشود گاهی به شخصی مبتلا گشتن
برای یک نفر مردن، برای یک نفر ماندن
کافر اگر عاشق شود بیپرده مومن میشود
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ با هیچ مپیچ
من بیتو در غریب ترین شهر عالمم
تو بی من در کجای جهانی که نیستی
و..... من اینا و یه سری دیگه رو برای مشاعره مدرسه حفظ کرده بودم فعلا اینا رو یادم بود امیدوارم کمکت کنه، موفق باشی 🙃