وقتی بچه بودم مادربزرگم از کلبه ای که در دوران جوانی اش در جنگل داشت صحبت میکرد ، کلبه ای که در اعماق جنگل بود و برای رفتن به آن کلبه از ابتدای جنگل تا آنجا حدود ۵ ساعت پیاده طول میکشید .
سالیان سال از آن صحبت ها میگذرد و مانند پنجشنبه های گذشته با خانواده قصد مسافرت یک روزه داریم ، ولی این دفعه متفاوت با هر وقت دیگر است ، اینبار قصد داریم به آن کلبه ای که مادربزرگم همیشه از آن سخن میگفت برویم . کلبه ای که نه برق دارد و نه هیچ چیز دیگری ، و شاید هم دیگر وجود نداشته باشد چون سالیان سال است که به آنجا نرفتیم ، حدود ۳۰ سال تقریبا ......
ادامسو خودت بنویس لطفا تاج بده 🌈⚡