mozhdeh .t

نگارش هشتم. درس 6 نگارش هشتم

انشا صفحه۸۱. لطفا سریع☺

جواب ها

*_* 📚

نگارش هشتم

قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید....... دیگر وقت ان رسیده بود که خانه مان اسمان را ترک کنیم ، خواهر و برادرانم راهی سفر شدند اما من نمی خواستم بروم چون دلم خیلی برای مادرم ابر خاتون تنگ می شد بالاخره بعد از اصرار مادرم خود را در اسمان رها کردم از ان بالا همه جا کوچک به نظر میرسید کم کم داشتم به زمین نزدیک میشدم که به برگ درخت کوهنسالی نزدیک به رودخانه خوردم ارام ارام از یک برگ به برگ دیگر لیز می خوردم تا که یک دفعه داخل یک چاله اب گلی افتادم کاملا کثیف شده بودم ناگهان سایه شخصی را روی اب دیدم ، یک بچه کوچک بود همانطور به او خیره شده بودم که ناگهان پرید داخل اب و من به طرف رودخانه پرتاب شده اکثر دوستانم در رودخانه بودند هوا کم کم خیلی گرم شد و تبخیر شدیم و دوباره به خانه مان اسمان برگشتیم . امید وارم خوشت بیاد🙂

سوالات مشابه درس 6 نگارش هشتم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام