منو
تک متن
جستجو برای
تک متن/داستان/انشا
انشا عینک؛ 8 انشا توصیفی زیبا درباره عینک پایه های مختلف
عینک، یکی از اختراعات مهم و کار بردی درتاریخ بشر است که نه تنها به بهبود بینایی کمک می کند. بلکه نمادی از شخصیت و استایل فرد نیز به شمار می رود. از زمان قدیم، انسان ها برای رفع مشکلات بینایی خود به دنبال راه حل هایی بوده اند و عینک به عنوان یک ابزار کار آمد، توانسته است این نیاز را برطرف کند. عینک می تواند بر روی زندگی روزمره ما تاثیر بگذارد و به ما کمک کند تا دنیای اطراف خود را بهتر ببینیم.
در ادامه مجموعه ای از انشاهایی ناب درباره عینک، انشا درمورد عینک به سبک داستانی، انشا خاص درباره عینک جادویی، انشا درمورد عینک به روش توصیفی و انشای کوتاه درمورد عینک برای پایه هفتم و . . . را برای شما عزیزان ارائه کرده ایم.
فهرست انشا عینک
انشا ناب درباره عینک
انشا در مورد عینک به سبک داستانی
انشا خاص درباره عینک جادویی
انشا در مورد عینک به روش توصیفی
انشای جالب درمورد عینک
انشا درباره عینک به روش ذهنی
انشای کوتاه در مورد عینک برای پایه هفتم
انشا عینک؛ 8 انشا توصیفی زیبا درباره عینک پایه های مختلف
انشا ناب درباره عینک
دستگاه فشارخون با تخفیف ویژه 35 درصدی! «ارسال رایگان»
تبلیغ
دستگاه فشارخون با تخفیف ویژه 35 درصدی! «ارسال رایگان»
مشاوره رایگان
yn-ad
مقدمه: یک بار خواهرم داستانی از یکی از کتاب های درسی خودش را برام تعریف کرد، به نام ماجرای عینکم که در آن داستان کم بینایی یک پسر بچه توضیح داده شده و پس از آن هم عینک مادر بزرگش را یافته و به چشمش زده بود.
بدنه: عینک یک وسیله کاملا شخصی است که گاهی طبی و زمانی هم جنبه زیبایی و آفتابی دارد. بچه که بودم همیشه مادر می گفت جلوی تلویزیون که می نشینی چشمت ضعیف می شود و نمی توانی خوب ببینی، درس بخوانی و سوزن نخ کنی، مادرها چون همیشه با سوزن کار دارند معیارشان نخ کردن سوزن است.
مدرسه که می رفتم روزی معلم گفت که فردا همه بچه ها بروند و چشمشان را معاینه کنند، من هم رفتم و دیدم که کمی چشمم ضعیف است و باید عینک بزنم. عینک را گرفتم تازه می دیدم که کمی رنگ ها بهتر هستند و زندگی رنگی دیگر دارد. عینک را در کیفم گذاشتم و از آن روز در کنارم مانده است.
عینک شاید مهم ترین وسیله زندگی برای خوب دیدن، خوب زندگی گردن است. عینک را که می زنم دنیای من عوض می شود، گل ها و جنگل و سبزه ها را زیباتر می بینم و همه چیز برای من قشنگ است و دوست داشتنی. عینک خوبم چه خوب که دارمت و چه بهتر که با بودنت همه چیز زیبا می شود.
گاهی پزشکی برای اینکه نور خورشید آزارندهد، از عینک آفتابی برای بیماران خود استفاده می کنند تا چشم در معرض نور خورشید آسیب نبیند و بتواند به راحتی همه جا را نشانمان دهد. چشم دریچه دید ما به دنیاست که اگر خوب و سالم نباشد، دنیا جذاب نخواهد بود.
نتیجه گیری: زندگی زیباست اگر خوب و دقیق نگاه کنیم، گاهی باید عینک خود را در بیاوریم و زمانی باید صریح و دقیق همه چیز را بررسی کنیم، از جمله عینک هایی که باید بزنیم عینک خوش بینی است یعنی به دنیا و مردمش با نگاهی مثبت نگاه کنیم و شیوه برداشت خود از نگاهمان را تغییر دهیم.
اختراع این پزشک یزدی معجزه میکند! رویش مجدد مو تنها در یک دوره مصرف
تبلیغ
اختراع این پزشک یزدی معجزه میکند! رویش مجدد مو تنها در یک دوره مصرف
مشاوره رایگان
yn-ad
**
مطلب مشابه: انشا زمستان برای پایه های مختلف (11 انشا زیبای زمستان)
مطلب مشابه: انشا درباره دریا (10 انشا جدید موضوع دریا برای پایه های مختلف)
انشا در مورد عینک به سبک داستانی
افراد زیادی را میشناسم که از عینک استفاده میکنند. این افراد هدفهای مختلفی برای استفاده از عینک دارند. پدر من عینک فروش است و من میتوانم عینکیهای زیادی را ببینم.
به دیوار مغازه او عکس مردی است که بابا میگوید یک نویسنده است به نام چخوف! چخوف مغازه بابا عینکی بدون دسته را روی بینیاش گذاشته که یک نخ به آن آویزان است. من همیشه میترسم عینکش بیفتد و بشکند. یک عکس دیگر هم هست که یک دانشمند است که فقط یک شیشه را با دست جلوی چشمش نگه داشته است. بابا میگوید اینها اولین عینکها بودند که در زمانهای قدیم استفاده میشدند.
من گاهی به مغازه او میروم و مشتریهایش را نگاه میکنم. یک روز یک مشتری آمده بود و میگفت که عینکی میخواهد که به شکل صورتش بیاید. بابا دفتری را که در آن عکسهای خانم و آقاهای عینکی هستند، نشان داد و گفت: بعضیها عینک را با توجه به گردی و درازی صورتشان انتخاب میکنند. عینکها را گذاشت و برداشت و یک عینک خیلی بزرگ را انتخاب کرد و گفت: این بیشتر مد است.
یک مشتری دیگر عینک قبلیاش را از چشمش برداشت و گفت که از وزن آن خسته شده است. به بینیاش فشار میآورد. روی بینیاش جای عینک مانده بود. بابا گفت که به جای شیشه، عدسی پلاستیکی برایش میاندازد و بهتر است فریم پلاستیکی بردارد. مشتری دوباره گفت که شیشهاش را آنتی رفلکس بزند چون میخواهد با کامپیوتر کار کند. از بابا پرسیدم عینک آنتی رفلکس یعنی چه؟ گفت یعنی ضد بازتاب نور است. نور را عبور میدهد.
یکی از مشتریهایی که آمد، دعوا کرد و چیزی نخرید، آمده بود عینک آفتابی بخرد. بابا عینک آفتابیهای خاکستری، زرد، آبی، سبز و قهوهای را جلوی مشتری گذاشت و گفت اگر کوررنگی دارد نباید بعضی رنگها را بخرد. مشتری همه آنها را که امتحان کرد و چند بار با عینک از مغازه بیرون رفت و آمد. آخرش یکی را برداشت. قیمتش را که پرسید و بابا قیمت را گفت، مشتری با تعجب او را نگاه کرد و گفت: چه خبر است آقا؟ سر خیابان همین را با پنج هزار تومان میشود خرید. بابا آرام گفت که بهتر است بیشتر مراقب سلامتیاش باشد تا پولهایش! او هم عینک را گذاشت و رفت.
عینک با هر هدفی که استفاده شود، برای بعضی جزئی از وجودشان شده است و بدون آن احساس میکنند که چیزی از وجودشان را گم کردهاند.