سارا

فارسی هشتم. درس 2 فارسی هشتم

کسی معنی وپیام حکایت فوت کوزه گری را می داند؟ لای وتاج داره

جواب ها

(:H.a.n.a:)

فارسی هشتم

انسان هرگز نباید نسبت به علم خود مغرور شود و یا خود را بالاتر و برتر از دیگران بداند. اشاره ای کنم به سخن امام علی (ع) که می فرماید: نادان، شادمان از دانایی خویش است و دانا غمگین از نادانی خویش است...
h.....

فارسی هشتم

صفحه اصلی دانلود برنامه گزارش مشکل درباره ما حکایت فوت کوزه گری صفحه ۳۵ فارسی هشتم معنی فارسی هشتم / حکایت فوت کوزه گری صفحه ۳۵ کلمات فوت کوزه گری فارسی هشتم ماهر : دارای مهارت ورزیده : کارکشته، کسی که کاری را زیاد انجام داده باشد فنون : جمع فن، مهارت ها فرا گرفته بود : آموخته بود دستمزد : حقوق افزود : اضافه کرد ناسازگاری : بدرفتاری به پاس : به خاطر، به احترام یاری اش کند : به او کمک کند بی اعتنا : بی توجه مرغوب ترین : باکیفیت ترین، مطلوب ترین لعاب : پوشش نازک شیشه‌ای که هنگام پختن ایجاد می‌شود ناگزیر : ناچار واداشت : مجبور کرد مرغوب : پسندیده، برگزیده، دلپسند، برازنده، دلپذیر معنی حکایت فوت کوزه گری صفحه ۳۵ فارسی هشتم 🔹 کوزه گری ماهر و ورزیده، شاگردی داشت که چندین سال نزد او کار کرده و فنون کوزه گری را از او فرا گرفته بود. معنی: کوزه‌گری با‌مهارت و خبره، شاگردی داشت که چندین سال پیش او کار کرده بود و مهارت‌های کوزه‌گری را از استادش یاد گرفته بود. 🔹 روزی شاگرد دستمزد بیشتری از استاد درخواست کرد. کوزه گر بر دستمزد او افزود. معنی: یک روز شاگرد از استاد درخواست کرد که دستمزد بیشتری به او بدهد. کوزه‌گر دستمزد شاگرد را بیشتر کرد. 🔹 پس از مدتی باز، شاگرد سر ناسازگاری گذاشت و گفت: «دیگر فن کوزه گری را به تمامی آموخته ام و قصد دارم در کارگاه خود، استادکار شوم.» معنی: بعد از مدتی، شاگرد با استاد خودش مخالفت و ناسازگاری کرد و گفت: «من تمام مهارت‌های لازم برای کوزه‌گری را یاد گرفته‌ام و می‌خواهم برای خود کارگاهی داشته باشم و دیگر شاگرد کسی نباشم و خودم استاد شوم.» 🔹 کوزه گر از او خواست به پاس حقی که بر گردن او دارد، چند ماهی بماند و یاری‌‌اش کند. معنی: کوزه‌گر از او درخواست کرد برای قدردانی و جبران کردن کاری که برای او انجام داده، چند ماه بیشتر پیش کوزه‌گر بماند و به او کمک کند. 🔹 شاگرد، بی اعتنا به درخواست استاد، او را رها کرد و کوشید در کارگاه خود برای رقابت با استاد، مرغوب ترین کوزه ها را بسازد. او با دقت شروع به ساختن کوزه کرد اما لعاب هیچ یک از کوزه ها زیبا و شفاف از کار در نیامد. معنی: شاگرد بدون توجه به درخواست استاد او را رها کرد و از او جدا شد و سعی کرد با استاد خود رقابت کند و در کارگاه خود بهترین کوزه‌ها را بسازد. اما لعاب هیچ‌کدام از کوزه‌ها زیبا و شفاف نمی‌شد. 🔹 شاگرد، ناگریز نزد استاد بازگشت. استاد او را واداشت مدتی دیگر نزد او بماند تا اِشکال کار را دریابد. سرانجام یک روز استاد گفت: رمز مرغوب بودن کوزه ها در این است که هر کوزه را پیش از آنکه در کوره بگذارم فوت می کنم تا گرد و خاک از روی آن پاک شود. تو همین یک نکته را در نظر نداشتی و اِشکال کار تو تنها یک فوت بود؛ فوت کوزه گری!» معنی: شاگرد به ناچار پیش استاد بازگشت. استاد او را مجبور کرد مدتی دیگر پیش او بماند تا اشکال کار خودش را پیدا کند. سرانجام یک روز استاد گفت: «رمز بهترین و باکیفیت‌ترین کوزه‌ها این است که من هر کوزه را قبل اینکه در کوره قرار بدهم، آن را فوت می‌کنم تا گرد و خاک روی آن پاک شود. تو به همین نکته عمل نمی‌کردی و ایراد کار تو فقط یک فوت بود؛ فوت کوزه‌گری!»

سوالات مشابه درس 2 فارسی هشتم