تیرگی می آید/ دشت می گیرد آرام/قصّه ی رنگی روز/ومی رود رو به تمام. سپهری
(حسّ شنوایی و بینایی آمیخته می شوند)
ب :
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند.
( آمیختن حسّ بینایی و شنوایی )
ج:
به گوش هوش بشنو این سخن را
فدای این سخن کن جان و تن را. عطار نیشابوری
3- بویایی
نوبهاران کو که با خود بوی باران آورد
خرم آن باران که بوی نوبهاران آورد.
غروبگاهان در کوچه های خلوت شهر
که بوی پیچک ، هذیان عاشقی می گفت،
تو در کنار من آهسته راه می رفتی. نادر نادر پور
چه حلقهها که زدم بر در دل از سر سوز
به بوی روز وصال تو در شبان دراز. حافظ
4- چشایی:
مثال:
خداوند لباس هراس و گرسنگی را به آن ها چشانید.(آیه 112، سوره ی نحل)
به ترانه های شیرین ، به بهانه های رنگین
بکشید سوی خانه مه خوب خوش لقا را
(ترانه های شیرین: چشایی و شنوایی ) ( بهانه های رنگین شنوایی و بینایی)
مبر اندوه کت بردن نه آیین
به تلخى مگذران این عمر شیرین. ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی
گر دشنام فرمايي و گر نفرين دعا گويم جواب تلخ مي زيبد لب لعل شكر خارا - حافظ
5-لامسه:
آشنا هستم با، سرنوشت ترِ آب ، عادت