امیدوارم به دردت بخوره ادامش هم همینجا مینویسم
برگه ی جدیدی را پیدا کردم، شروع کردم به نوشتن
از گریه های نوزاد،شلوغی بچه ها ،از ادم ها ی توی اتوبوس و حس و حالی که بهم دست داده بود.
اتوبوس ایستاد،دفترم را در کوله پشتی ام گذاشتم ،از اتوبوس پیاده شدم و راهم را ادامه دارم ،مثل همیشه