fateme zare

نگارش نهم. درس 6 نگارش نهم

بچه ها لطفاً انشا صفحه ۸۱و بگین از گوگل نباشه تاج میدم

جواب ها

جواب معرکه

Bahar Esmailzade

نگارش نهم

امید وارم به کارت بیاد' تاج لطفا ' موضوع:عاقبت فرار از مدرسه وارد حیاط مدرسه که شدم احساس غریبی سر تا سر وجودم را فرا گرفت آخر اینجا کجا و آنجا کجا هیچ کس اینجا مرا نمی‌شناخت روز اولی بود که به مدرسه می‌آمدم به همراه پدرم به سمت دفتر مدیر حرکت کردیم،که مدیر مدرسه که از چهره اش معلوم بود خانم بد اخلاقی است به سمت من آمد و مرا به یکی از دانش آموزان معرفی کرد و به او خطاب به من گفت ایشون را تا کلا همراهی کن به همراه فردی که نمی‌شناختم به سمت کلاس روانه شدم وقتی به کلاس رسیدم همه در حال گفت و گو بودند و تنها من بین آنان غریب بودم بعد از چند دقیقه دبیر وارد کلاس شد و بعد از اتمام درس کلاس را ترک کرد آن روز به سختی به پایان رسید آخر من اینجا هیچکس را نمی‌شناختم روز ها به همین روال گذشت تا روزی که یکی از همکلاسی هایم به معلوم بود بچه پر سر و صدای هست به سمتم آمد و و خودش را معرفی کرد دوستی ما از همان جا آغاز شد همراه هم به مدرسه میرفتیم و باز می‌گشتیم تا اینکه روزی وقتی در اتوبوس در حال درس خواندن بودیم آقای راننده ایستگاه مدرسه را رد و وقتی به خودمان آمدیدم دو ایستگاه را پشت سر گذاشته بودیم از دستم درخواست کردم به در همین ایستگاه پیاده شویم و برگردیم ولی او قبول نکرد و در جواب به من گفت یعد از این ایستگاه به پارک محله می رسیم امروز را آنجا می‌مانیم روز ها به این روال گذشت و ما هر روز به جای مدرسه به پارک می رفتیم تا اینکه روزی مادرم متوجه شد و مرا تنبیه کرد و تنبیه او بادمجان زیبا و خوش رنگی سر چشمم کاشت و این بود عاقبت فرار از مدرسه.

جواب معرکه

shah

نگارش نهم

بازم بفرمایید 👇

سوالات مشابه درس 6 نگارش نهم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام