با واژه های زیر یک متن کوتاه بنویس ، عقل،تشنه،گردو،بوته،هوشیاری،الاغ

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

می‌خوام امتحانش کنم

جواب ها

روزی روزگاری، در یک دهکده سرسبز، الاغی تشنه با یک گردو در دهان، از کنار بوته‌ای پر از گل‌های رنگارنگ عبور می‌کرد. او که از شدت تشنگی و گرمای هوا، کمی هوشیاری خود را از دست داده بود، ناگهان چشمش به چشمه‌ای زلال افتاد. الاغ با دیدن آب، گردو را رها کرد و به سمت چشمه دوید. اما همین که خواست آب بنوشد، متوجه شد که گردویش نیست! او با ناراحتی به اطراف نگاه کرد و فهمید که گردویش زیر بوته گل‌ها افتاده است. الاغ با خود گفت: 'کاش کمی عقل داشتم و این‌قدر عجله نمی‌کردم. حالا باید دنبال گردو بگردم.' او شروع به جستجو کرد و بالاخره گردو را پیدا کرد. اما این بار با عقل و هوشیاری بیشتری عمل کرد. اول کمی آب نوشید و بعد گردو را برداشت و به راهش ادامه داد. بچه ها، این داستان به ما یاد می‌دهد که همیشه با عقل و هوشیاری عمل کنیم و در تصمیم‌گیری‌هایمان عجله نکنیم. ممنون میشم بهم معرکه و تاج بدی
اینم از این معرکه یادت نره

سوالات مشابه درس 17 فارسی پنجم

آروین احمدی · درس 17 فارسی پنجم
بنیامین بقایی · درس 17 فارسی پنجم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم