رضا افشاری

نگارش هفتم. درس دوم نگارش هفتم

سلام اگر میشه جواب ص۳۴ وص۳۶

جواب ها

سحر 💕💕

نگارش هفتم

روزی از روز های فصل بهاری همراه با جمعی از دوستان و آشنایان برای گشت و تماشای صحرا و دشت سرسبز به بیرون رفتیم ، درجایی زیبا نشستیم و سفره انداختیم و مشغول غذا خوردن شدیم . درآن حوالی سگی از دور ما را دید و بوی غذا را حس کرد، خودش را ب ما رساند یکی از دوستان سنگی به سمت سگ پرت کرد و که انگار تکه نانی پرت کرده است . سگ آن سنگ را بو کرد و بدون اینکه توقعی داشته باشد برگشت و رفت . یکی از دوستان گفت میدانید این سگ چه گفت ؟ گفت این بدبختان از روی خسیسی سنگ میخورند از سفره اینان چه توقعی میتوان داشت؟

سوالات مشابه درس دوم نگارش هفتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام