باز آفرینی مثل صفحه ۴۶ نگارش هفتم با جواب
نوشته زیر را بخوانید و اصل ضرب المثل را با شکل گسترش یافته آن مقایسه کنید.
ضرب المثل : «هر که بامش بیش ، برفش بیشتر»
جواب: در گذشته مرد فقیری زندگی میکرد که با کارگری در کارخانهای امرار معاش میکرد. مرد فقیر همیشه حسرت ثروت صاحب کارخانه را میخورد.
صاحب کارخانه به بیماری سختی مبتلا شد و زمان مرگش فرا رسید. از آنجا که صاحب کارخانه هیچ وارثی نداشت و مرد فقیر درستکار ترین شخص در کارخانه بود، صاحب کارخانه تصمیم گرفت تا کارخانه را به او بسپارد و راهی دیار باقی شود.
مرد فقیر با وجود اینکه از مرگ صاحب کارخانه ناراحت شده بود، اما بسیار از تصمیم صاحب کارخانه خوشنود شد و از مدیریت کارخانه استقبال کرد.
مدتی گذشت و مرد فقیر با مشکلات فراوان مدیریت کارخانه روبرو شد به طوری که گاهی از زندگی جدیدش خسته میشد و آرزو میکرد به زندگی ساده سابقش برگردد.
روزی یکی از دوستان صمیمی مرد فقیر برای عرض تبریک نزد او آمد و به او تبریک گفت. اما مرد فقیر که از وضعیت پرتنش فعلیاش بسیار خسته بود، به او گفت: “ای رفیق بیچاره من، خوشبختی برای شماست. آن زمانی که کارگر کارخانه بودم فقط به فکر اندکی درآمد برای خانواده خودم بودم، ولی اکنون باید به فکر صدها کارگر باشم که هر کدامشان از من انتظارهای مختلفی دارند.”
جوابی دیگر:
در زمان قدیم، پادشاهی زندگی میکرد که فرزند و جانشینی نداشت. در هنگام بیماری و نزدیک شدن زمان مرگ، پادشاه وصیّت کرد که اولین نفری که وارد شهر شد را به عنوان پادشاه جدید معرفی کنند.
فردای آن روز، گدایی از دروازه شهر وارد شد و مردم و وزیران دستور شاه را اجرا کرده و او را بر تخت پادشاهی نشاندند.
بعد از گذشت مدتی، شاه جدید که هرگز تجربه پادشاهی را نداشت، با وزیران و زیردستانش دچار مشکل شد و به ناچار بخشی از قدرت را به آنها واگذار کرد.
در یکی از روزها، یکی از دوستان پادشاه جدید که بسیار با او صمیمی بود، برای دیدار و عرض تبریک نزد پادشاه آمد.
پادشاه جدید در پاسخ تبریک دوستش گفت: “ای رفیق بیچاره من، اکنون حال تو بسیار بهتر از حال من است. من در گذشته فقط غم نانی داشتم و حالا غم جهان را بر دوش میکشم.”
دوستش در پاسخ گفت: “هر که بامش بیش برفش بیشتر.”
نتیجه: آدمها هر چقدر از لحاظ مالی قویتر باشند، به همان میزان باید سختیها و مسئولیتهای بیشتری را نیز تحمل کنند
معرکه فالو امتیاز یادت نره