سوار و پیاده
من و من ردیف
دشمن و گلشن قافیه
دید و کشید قافیه
تمام کلمات مشبه
شربت مشبه به
خنک و گوارا وجه شبه
اشکبوس مشبه
کوس مشبه به
برخروشید وجه شبه
گنجینه یاد
دشت شب
کنایه از وطن
کنایه از فروتنی
کنایه از همراه بودن و تکرار کردن
کنایه از خوشگذران بودن
مجاز
استعاره
استعاره
مجاز
ب
پیروزی و فتح در وجود مومنان درخشش و هیجان و انگیزه ای بود .
رهام با اشکبوس درگیر شد و صدای شیپور و طبل از هر دو سپاه بلند شد .
اشکبوس به دلیل پیاده بودن رستم خندید و شگفت زده شد سپس اسبش را نگه داشت و رستم صدا زد .
تیری بر سینه اسب اشکبوس زد که اسب از بالا با صورت به زمین خورد .