دخی ژون🌙🌈

فارسی پنجم. درس 1 فارسی پنجم

سلام یه انشا کوتاه خوب در مورد اتفاق خوب زندگی برام بفرستید تاج هم میدم🤝❤

جواب ها

جواب معرکه

پریسا رحیمی

فارسی پنجم

همه جا پر از رنگ و بوی شادی بود. وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم که مادر و پدرم در حال تزیین خانه هستند. بادکنک‌ها و ریسه‌های رنگی به دیوارها آویزان شده بودند. بلافاصله فهمیدم که امروز یک روز ویژه است! دوستانم به خانه ما آمدند و همه با هم بازی کردیم. در حیاط باغ، یک بادکنک بزرگ بود که همه بچه‌ها دورش جمع شده بودند. ما مسابقه دادیم، خندیدیم و بازی کردیم. بهترین قسمت جشن، زمانی بود که کیک تولد را آوردند. کیک بزرگ و خوشمزه‌ای با شمع‌های روشن روی آن بود. وقتی شمع‌ها را فوت کردم، آرزو کردم که همیشه در کنار دوستانم باشم. بعد از کیک، هدیه‌ها را باز کردم. هر کدام از دوستانم یک هدیه ویژه برایم آورده بودند. این هدایا نه تنها چیزهای فیزیکی بودند، بلکه نشان‌دهنده محبت و دوستی آنها بودند. نتیجه آن روز شادترین روز زندگی من بود. من فهمیدم که شادی تنها به خاطر هدیه‌ها یا خوراکی‌ها نیست، بلکه مهم‌تر از همه، داشتن دوستان خوب و خانواده‌ای که در کنار هم هستیم، باعث خوشحالی‌مان می‌شود. این جشن تولد همیشه در یاد من باقی خواهد ماند و هر وقت به آن فکر می‌کنم، لبخند بر لبم می‌آید.
روزانه جستجوجملاتشعرگردشگریسلامتزیباییکسب و کاربیوگرافیسینماکتاب روزانه » انشا انشا در مورد شادترین اتفاق زندگی (12 انشا جدید پایه های مختلف) در این بخش روزانه چند انشا با موضوع شادترین اتفاق زندگی را آماده کرده ایم که مناسب پایه کودک و نوجوان هستند. در ادامه با ما باشید و سعی کنید کمی این انشا ها را تغییر داده و سپس تحویل کلاس دهید. فهرست موضوعات این مطلب انشا شادترین اتفاق زندگی منانشا در مورد شادترین روز زندگی (مناسب پایه های ابتدایی)انشای روز شاد زندگی منانشا شادترین روز زندگیانشا شادترین روز زندگی برای پایه سوم و چهارمانشا کوتاه درباره شادیانشا شادی برای پایه های ابتداییانشا کوتاه درباره شادیانشا در مورد بهترین روز زندگی منانشا بهترین روز زندگی من برای کلاس ششم انشا شادترین اتفاق زندگی من من فکر می کنم شادی های دارای درجه بندی هستند. اما ازیک طرف هم فکر می کنم، شادی، شادی است درجه اش چه اهمیتی دارد. برای همین می خواهم قضاوت را به عهده ی خودتان بگذارم. من شاهد بودم که دختر یا پسر بچه ای بعد خریدن یک جفت کفش آنقدر خوشحال شده است که گریه اش گرفته. خوب! در جایی هم دیده ام مشابه همان دختر و پسر، نه تنها از خرید کفش خوش حال نشدند، بلکه بی اهمیت هم بوده اند. با دیدن این اتفاقات است که فکر می کنم شادی برای هر کس معنی و مفهومی دارد که با آن ارتباط می گیرد. شاد ترین اتفاقات زندگی را هم می توان به همین شکل دید. برای من شادترین اتفاق زندگی زمانی رخ داد که سال ها منتظر داشتن یک دوچرخه بودم. هرسال پدرم می گفت اگر امسال با نمرات خوب قبول بشوی، برایت دوچرخه می خرم. نمرات خوب را کسب می کردم ، اما پدرم دوچرخه را نمی خرید. من غمگین می شدم وآرزو می کردم بالاخره پدرم به قولش عمل کند. آن روزها هنوز نمی دانستم او آنقدر پس انداز ندارد که بتواند برایم دوچرخه بخرد. اما برای من که داشتن دوچرخه آرزویی بزرگ بود، بی پولی او اهمیتی نداشت. یادم است دو سال دیگر با همین قول و قرارها گذشت و من هر سال با بهترین نمرات قبول می شدم. دیگر قید داشتن دوچرخه را زده بود و فقط در رویاهایم آن را داشتم. سوارش می شدم و روی ابرها رکاب می زدم. به هر طرف می رفتم. هر کجا که دوست داشتم. یک روز وقتی به مادرم گفتم : کاش پدر برایم دوچرخه می خرید، سکوت کرد و چشمانش پر اشک شد. دلم نمی خواست مادرم غمگین باشد. برای همین تصمیم گرفتم دیگر هیچ وقت اسمی از دوچرخه نیاورم. درعصر یکی از تابستان های گرم، وقتی مشغول بازی با کرم های باغچه بودم، پدرم در حالی که یک دوچرخه ی دسته بلند را همراهش داشت، وارد حیاط شد. من فقط مات و متحیر نگاهش می کردم. قلبم به شدت می زد. مادرم دوید و دوچرخه را از زیر دست های پدرم بیرون کشید. نمی دانم چه حسی داشتم. پدرم را می دیدم که می خندد و اشک می ریزد. حالا که خوب فکر می کنم، می بینم شادترین اتفاق زندگی من، نه شادی من، بلکه دیدن شادی پدرم بود.
مهرسا 💜

فارسی پنجم

اینو باید خودت بنویسی چند تا از اتفاق خوب زندگیتو بنویس معلم منم بهم گفته بود خودم چندتا نوشتم

سوالات مشابه درس 1 فارسی پنجم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام