* **مرتضی:** گفت: «شهید چون **خونش ریخته میشود،** سرخ است.»
* **حاکم:** یکی از نزدیکان خود را برای یافتن چنین درختی به سوی **بیابان** روانه میکند.
* **پدر:** برای **استقبال از** مهمان رفت.
* **محمد:** همان جا نشست و مشغول خواندن **خود** آن کتاب شد.
* **بهاء الدین:** رو به مهمان کرد و گفت: «**این** پسرم است؛ محمد.»