ذرات: جمع ذره
زمین تیره: خاک بی روح
از دل زمین: در اعماق زمین
جنب و جوش: هیجان، فعالیت
طراوت : تازگی، سرسبزی
اندوه: غم
بال زنان: پرواز کنان
ظریف: زیبا و لطیف
دور و بر: اطراف
از اینجا می گذشتم: عبور می کردم
افق: کرانه آسمان
نظر: دیده، چشم
نگرانی: اضطراب و دلهره
بی حاصل: بی ثمر، بی فایده
بی تاب: نا آرام
سیراب شدن: برطرف شدن تشنگی
عطر: بوی خوش
توری: بسیار نازک
خیره شد: نگاه یکسره، زُل زد
آسوده: راحت
راضی: قانع، خشنود
ارمغان: سوغات، هدیه
طعم: مزه
گوارا: خوشمزه
دلپذیر: پسندیده، مطبوع
گریخته بود: فرار کرده بود
می مکید: می نوشید
بهت: تعجب، حیرت، سرگردانی
زلال: پاک، روشن