یک گزارش خیالی درباره سفرشما به دنیای انشرلی تا امشب میخام.لطفا از خوتون باشه از اینترنت نباشه

تبلیغ

تدریس رایگان زیست

برای دریافت هدریه رایگان آکادمی امروز اینجا رو کلیک کن

دریافت تدریس رایگان

جواب ها

در یکی از روزهای سرد زمستان که زمین لباس سفید برتن کرده بود در راه رفتن به مغازه بودم که چشمم به مورچه ای افتاد که با دستانش بر سر خود میزد و می گفت:”کمک ،به دادم برسید “نزدیکتر که شدم از او پرسیدم “مگرچه شده که این قدر فریاد می زنی ؟ گفت زمین غذاهای مارا می بلعد. با دستگاهی که داشتم خودم را کوچک کردم به داخل که رفتم دیدم که راست می گوید. صد ها مورچه نینجا را آماده کردم ،زمین را که کندیم دیدیم که راه زن های مورچه ای را دیدیم که در حال دزدی کردن هستند به آن ها حمله کردیم که متاسفانه ۳۰نفر از نینجا های من کشته شده و خوشبختانه تمامی دزدان کشته شدند. سپس غذاها ی دزدیده شده را به صاحبانشان برگردانده شدند . با دستگاهی که اختراع کرده بودم اندازه ی خودم را به حالت اولیه تبدیل کردم حال شب شده ومن به این فکر هستم که مادرم چه تنبیهی برای من در نظر گرفته است

سوالات مشابه درس4 نگارش دهم

amirhossin askeri · درس4 نگارش دهم
Zahra mosavi · درس4 نگارش دهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم