فرزین محمدی

فارسی هشتم. درس8 فارسی هشتم

لطفا کسی کلا دانش های زبانی درس آزادگی رو بفرسته و تعداد جمله ها مشخص شده باشه و بگه چه کتابی بگیریم که همشو داشته باشه ممنون میشم قول میددم جواب کامل رو تایید کنم

جواب ها

جواب معرکه

sahar ariamehr

فارسی هشتم

نورالدین،عبدالرحمان جامی،بزرگترین شاعر و نویسنده عارف قرن9 ه.ق (اهل خراسان)است.وی در شهرهای هرات و سمرقند به کسب علم و ادب پرداخت و در علوم ادبی،دینی و تاریخی به کمال رسید.پس از آن به عرفان روی آورد و از عارفان بزرگ گردید. جامی در آثار خود از دو شاعر بزرگ و نامی پیروی کرده است: کتاب بهارستان که به پیروی از سبک نگارش گلستان سعدی،به نظم و نثر نوشته شده است.کتاب هفت اورنگ(سَلامان و اَبسال،یوسف و زلیخا،لیلی و مجنون،خِردنامه اسکندری،سلسلةُ الذَهَب،تُحفَةُ الاَبرار و سُبحَةُ الاَبرار)را به تقلید از پنج گنج حکیم نظامی در قالب مثنوی سروده است. دیگر آثار جامی عبارتند از: دیوان اشعارکتاب نَفَحات الاُنس به نثر که در مورد حالات و وقایع زندگی عارفان بزرگ نوشته شده است. 2.تحلیل محتوایی و ساختاری این درس از کتاب سبحةُ الاَبرار(یکی از منظومه های هفت اورنگ)انتخاب شده است.شاعر با استفاده از روش مناظره به بیان نکته ای اخلاقی می پردازد.او معتقد است که آزادگی یعنی زیر منّتِ انسان هایی چون خود نرفتن،بالاترین نعمت الهی به بندگان است. به همین منظور،دو شخصیت داستان؛پیر خارکش و جوان را در فضا،مکان و زمانی نامعلوم به گفت و گو در می آورد و در نهایت پیر خارکش بر جوان برتری می یابد. شعر آزادگی،در قالب مثنوی است و به روایت حکایتی کوتاه می پردازد.پس بنا به نوع شخصیت و سخن او،باید با حالتی پندآمیز،نقل قول یا غرور و تحقیر خوانده شود. در این شعر،از واژه های کهن استفاده شده است.این واژه ها چند دسته هستند: واژه هایی که امروزه کاربرد ندارند: دَلق،جَیب واژه هایی که امروزه با معنای دیگری به کار می روند: نوازنده،دولت در این شعر از واژه های مخفف زیادی استفاده شده که عبارتند از: کِای،خموش،زین سان،زین. نکته دیگر استفاده از فعلها به شیوه قدیمی است: همی بُرد:می بُرد ـ بنهادی:نهاده ای به علاوه اگرچه از آرایه های زیادی استفاده شده اما شعر را از حالت روان و قابل فهم خارج نکردهاست.از این رو به اشعار روان و زیبای سعدی می مانَد. 3.معنی واژه ها،نکات دستوری و آرایه ها خارکش پیری با دلق درشت / پشته ای خار همی برود به پشت خارکش :اسم مرکب ، خارکش پیری:پیرمرد خارکشی،صفت(خارکش)جلوتر از موصوف(پیر)آمده است.به علاوه واژه(پیر)صفتی است که جانشین اسم شده(مردِ پیرِ خارکش=خارکش پیری)/دلق درشت:لباس پشمی خشن و فقیرانه/پُشته:توده/همی بُرد:می بُرد(ماضی استمراری )/خارکش،خار:مراعات نظیر،بین پشت و پشته :جناس ناقص افزایشی پیرمرد خارکشی که لباس پشمی کهنه ای پوشیده بود،توده ای خار را روی پشتش حمل می کرد. لنگ لنگان قدمی برمی داشت / هر قدم دانه شکری می کاشت لنگ لنگان:(قید حالت)آهسته آهسته/دانه شُکری: اضافه تشبیهی(شُکر به دانه تشبیه شده که کاشته می شود) قدمی و دانه :مفعول آهسته آهسته راه می رفت و هر قدمی که بر می داشت،خدا را شکر می کرد. کای فرازنده این چرخ بلند / وی نوازنده دل های نژند کِای:مخفف که اِی/فرازنده:آفریننده(صفت فاعلی جانشین موصوف)/چرخ بلند: استعاره ازآسمان/وی:مخفف وَ اِی/نوازنده:صفت فاعلی یعنی محبت کننده،مهربان/دلهای نژند:انسانهای غمگین . واژه آرایی« ن» با خود می گفت:ای خدای آفریننده این آسمان با عظمت و ای مهربانی کننده به انسانهای غمگین، کنم از جیب نظر تا دامن / چه عزیزی که نکردی با من جیب:یقه،در این جا:بالا/دامن:پایین لباس،در این جا:پایین/جیب،دامن:مراعات نظیر/عزیزی:عزت/نظر:نگاه/جیب تا دامن :مجازا تمام وجود ( مجاز جز به کل) تا ،با جناس ناقص حرفی از سر تا پای خودم را که نگاه

سوالات مشابه درس8 فارسی هشتم

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام