مفهوم ___
ان قصه را شنیدید که توی باغ یکروز از ستم سپیدار ( درختی که فقط قد میکشد ) مینالید: از من نه دیگر ریشه ای موند نه شاخه ای از تبر هیزم شکن و أره ی نجار تبر آهسته به سپیدار: که جرم تو همینه که میوه از تو حاصل نمیشه
معرکه یادت نره
خواااااااااهش میکنم