جوانی گه کار و شایستگی است گه خودپسندی و پندار نیست'
گه:مسند
' ز آزادگان بردباری و سعی بیاموز ، آموختن عار نیست '
عار:مسند
' همی دانه و خوشه ، خروار شد ز آغاز ، هر خوشه خروار نیست
خروار:مسند
همه کار ایّام درس است و پند دریغا که شاگرد ، هشیار نیست
پند:مسند
شد نفس آن دوسه هم سال او تنگ تر از حادثه ی حال او
مسند:تنگ تر
آن که ورا دوست ترین بود گفت در بن چاهیش بباید نهفت
که:مسند
تا نشود راز چو روز آشکار تا نشویم از پدرش
شرمسار
راز:مسند
عاقبت اندیش ترین کودکی دشمن او بود از ایشان یکی
دشمن:مسند
گفت همانا که در این همرهان صورت این حال نماند نهان
نهان:مسند
۱۰- زی پدرش رفت و خبردار کرد تا پدرس چاره ی آن کار کرد
مسند:خبردار
زحمت کشیدم تاج بده🥲🥲🥲