خواست ، آز
حصار ، سلاح
در گستره ی نگاه اندیشمندانه او نشانه های روشنی از تدبیر در مملکت داری و مردم داری را می دید
کشور ایران مشغول کار های خود بود
مراسم آن سال فقط ظاهر چیزی را در بر داشت
صبح آن روز شهر با صدای تیز و بلند توپ و تفنگ و سلاح های جنگی لشکر روسیه شروع شد
روسیه حریصانه قصد تصرف آذربایجان را داشت
مجاز ، کنایه ، استعاره
فکر حمله روس ، بختک
روس ها ، مور یا میتونی ملخ هم بنویسی
خفت ، بار
عرصه و میدان ، جنبش و تحرک ، التهاب و بی قراری ، چیرگی و برتری
شاه رضا آمد ، شاه آمد
عباس میرزا
این شهر کهن
مجید واعظی
کابوس دربار شده بود ( دربار را تحت تاثیر قرار داده بود )
با قد و قامت متوسط ، قد بلند ، پایتخت