یک انشا با کلمه های تابستان تعطیلات روستا دوستان اتوبوس خانواده بلیط دریا کتاب در یه متن باشن بگید

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

اوکیه بریم.. من کلاس ششم بودم روز اخر امتحانات بود و اغاز تابستان و تعطیلات.. ولی من خیلی ناراحت بودم چون دوستانم در سال تحصیلی بعدی در کنار من نبودند ولی ان تابستان به من خیلیی خوش گذشت .. مادرم به من قول داده بود که اگر امتحاناتم رو ۲۰ شوم من را به سینما ببرد و مادرم یک بلیت برایمان گرفت وقتی که داشتیم از سینما بیرون میرفتیم باران میبارید انقدر باران امده بود که فکر کردیم در دریا زندگی میکنیم.. باران قشنگی بود صدای چک چک اب روی زمین صدای خوشحالی بچه ها حس خوبی را به من میداد ... با مادرم سوار اتوبوس شدیم .. مادرم به خاطر اینکه حوصلش سر نرود در اتوبوس کتاب میخواند تمام ببخشید زیاد شد چون این همه کلمه توی یک جمله سخت جا میشه اینهنه زحمت کشیدم تاج پلیز😎🙂

سوالات مشابه درس 8 نگارش هشتم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم