....

نگارش نهم. درس 3 نگارش نهم

سلام اگه میشه یه انشا درباره از راه خانه تا مدرسه بدین همه مراعات النظیر، متضادو.... داشته باشه داخل گوگل نه تاج میدم

جواب ها

جواب معرکه

Saba

نگارش نهم

تاج یادت نره
Arian

نگارش نهم

انشا: از راه خانه تا مدرسه صبح هنوز کاملاً بیدار نشده بود؛ هوا نیمه‌روشن و نیمه‌تاریک بود (تضاد). از خانه که بیرون زدم، خیابان مثل دوستی قدیمی بود که هر روز منتظر قدم‌هایم می‌مانَد. کوچه با درخت‌هایش، برگ و باد و پرنده (مراعات نظیر) مرا همراهی می‌کردند. برگ‌ها زیر پایم آواز کوتاهی می‌خواندند (جان‌بخشی) و باد خنکی روی صورتم می‌رقصید (حس‌آمیزی؛ احساس لمس + تصویر). راه مدرسه همیشه برایم مثل پلی میان خواب و بیداری است (تشبیه). در یک سمتش آرامش خانه قرار دارد و در سمت دیگر شلوغی حیاط مدرسه (تضاد). هر قدم که جلوتر می‌روم، انگار دنیا کم‌کم از سکوت صبحگاهی جدا می‌شود و وارد ریتم تازه‌ای از صداها، خنده‌ها و هیاهوها می‌گردد. در کنار نانوایی، بوی نان داغ مثل یک دعوت مهربان در هوا پخش شده بود (حس‌آمیزی). کمی جلوتر، گنجشک‌هایی که روی سیم برق نشسته بودند، مثل گروهی کوچک از شاگردهای شیطان به نظر می‌رسیدند (تشبیه و جان‌بخشی). مدرسه که از دور پیدا شد، مثل چراغی بود که آغاز یک روز تازه را اعلام می‌کرد. دیوارهای زردش، پنجره‌های آبی و حیاط پر از صدای بچه‌ها (مراعات نظیر) نشان می‌داد که روزی دیگر شروع شده است. وقتی وارد شدم، احساس کردم از دنیای آرام خانه جدا شده‌ام و پا به دنیای پرجنب‌وجوش درس و دوستی گذاشته‌ام (تضاد). راه خانه تا مدرسه برای من فقط یک مسیر نیست؛ داستانی‌ست کوتاه اما پر از تصویر، صدا و حس—داستانی که هر روز تکرار می‌شود، اما هیچ‌وقت شبیه روز قبل نیست.
anina

نگارش نهم

انشا درباره 'از خانه تا مدرسه' آغازین: هر روز صبح، سفر من از خانه تا مدرسه آغاز می‌شود. این سفر کوتاه، اما پر از لحظات زیبا و آموزنده است. در این مسیر، با دنیایی از احساسات و تجربه‌ها روبرو می‌شوم که هر کدام به نوعی بر زندگی‌ام تأثیر می‌گذارد. میانی: وقتی از در خانه خارج می‌شوم، بوی نان تازه‌ای که مادر در حال پختن آن است، فضا را پر می‌کند. این بوی دلپذیر، یادآور محبت و آرامش خانه است. به سمت مدرسه می‌روم و در این مسیر، با دوستانم دیدار می‌کنم. آنها مانند ستاره‌هایی در آسمان زندگی‌ام درخشان هستند. هر کدام از آنها ویژگی‌های خاص خود را دارند؛ یکی خنده‌رو و شاداب است و دیگری جدی و متفکر. این تنوع شخصیت‌ها، زندگی را رنگین‌تر می‌کند. در این مسیر، گاهی با چالش‌هایی نیز روبرو می‌شوم. باران می‌بارد و من به یاد می‌آورم که 'باران، نعمت است'، اما در عین حال، 'چتر، دوست وفادار'. این کنایه به من یادآوری می‌کند که در زندگی، همواره باید برای چالش‌ها آماده باشیم. همچنین، درختانی که در کنار خیابان ایستاده‌اند، با شاخه‌هایشان به من سلام می‌کنند و جان می‌بخشند به این سفر روزانه. آنها نمایانگر ثبات و استقامت هستند، در حالی که من به سمت مدرسه می‌روم. در این میان، گاهی با دوستی که به سمت مدرسه می‌آید، صحبت می‌کنم. او می‌گوید: 'مدرسه، دنیای جدیدی است که در آن می‌توانیم یاد بگیریم و رشد کنیم.' این جمله او مرا به فکر فرو می‌برد و مرا به یاد می‌آورد که مدرسه تنها جایی برای یادگیری دروس نیست، بلکه مکانی برای یادگیری زندگی و دوستی نیز هست. پایانی: در نهایت، سفر من از خانه تا مدرسه، نه تنها یک مسیر فیزیکی، بلکه یک سفر روحی و عاطفی است. این سفر به من یادآوری می‌کند که هر روز فرصتی برای یادگیری و رشد است. از خانه تا مدرسه، با دوستی‌ها، چالش‌ها و زیبایی‌های زندگی روبرو می‌شوم و این تجربه‌ها به من کمک می‌کنند تا به انسانی بهتر تبدیل شوم.

سوالات مشابه درس 3 نگارش نهم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن