سیاهی دیده ها: زمانی که چشم بسته می شود.
اسرار: جمع سر، رازها
حکیمانه: عالمانه، از روی دانایی
چونان: مانند
متناسب: به اندازه
زر ناب: طلای خالص
جلوه: شکل، ظاهر
خاص: ویژه
دلایل: جمع دلیل علت ها
بی همتا: بی مانند، یکتا
پرتو: نور و روشنی
حدقه: کاسه چشم، مردمک چشم
تابان: درخشنده
دفع: راندن
جثه: اندام، پیکر
عظمت: بزرگی
بنگر: نگاه کن
انباشته شده: پر شده
برافراشته: بلند کرده
جلوه: ظاهر، پیدایی
فراز: بلندی
کاکل: شبیه به تاجی از مو
نقش و نگار: شکل وشمایل
درهم آمیخته: مخلوط شده، ترکیب یافته
درس دوم معنی نداره فیط معنی کلماته