اااا
چل ساعت نوشتم پریدددددد
امام خمینی میره توی برف پیش مدرس چون درش قفل و محافظ نداره یاد باباش میوفته که با تیر نصف سرش رفته بوده و قرانشم سوراخ شده بوده
بعد میره تو خونه ک ی مجلس برقراره باهاشون خیلی وقتشناسانه و بزرگ بزرگ حرف میزنه که همه بعدش میرن باهاش دوست میشن به ظوری ک ب مدرس میگه تو اینحوری پیش بری تو این جنگ با رضاشاه شکست میخوری و مدرسم میگه گهکاهیی یه سر بهم بزن
دیگه دوباره تو برف برمیگرده
البته مدرس اینو نمیشناخته و با برادرش دوس بوده
صفات کاکاش:مرتضی پسندیده:نرم و اروم ک میشه بهش تکیه کرد
صفات امام:انگا میخا پاشه بره یه تیری بزنه تو دل رضا