جامه دریدن: کنایه از بسیار غمگین شدن
خون ریختن: کنایه از کشتن
سنگ بر سبو زدن: کنایه از آزمایش و امتحان کردن چیزی
در کشیدن زبان: کنایه از سکوت کردن
روی کسی را زمین انداختن: کنایه از رد کردن درخواست کسی
سلام ✨️ 🌷
دهنش هنوز بوی شیر میده :کنایه از کوچیک بودن
پشت لبش سبز شده:کنایه از بزرگ شدن
درخونش همیشه بازه :کنایه از مهمان نواز بودن
لب گزیدن :کنایه از افسوس خوردن
ساعت شماری کردن:کنایه از انتظار کشیدن
جواب:
پشت لبش سبز شده:کنایه از بزرگ شدن.
در خانه اش همیشه بازه:کنایه از مهمان نواز بودن.
آب را در هاون کوبیدن: کنایه از کار بیهوده کردن.
خون جگر خوردن:کنایه از ناراحتی و افسردگی.
ناخنش خشک است:کنایه از خسیس بودن.