تاج نکنی فراموش موفق باشی قشنگم
انشا درباره باران؛ موسیقی زیبای آسمان
مقدمه:
گاهی آسمان آنقدر دلش میگیرد که بغضش میشکند و زمین را در آغوش قطرههای باران میگیرد. باران، این هدیه زیبای آسمان، آرام و بیصدا از راه میرسد و به دنیا رنگی تازه میبخشد؛ انگار خداوند با باریدن باران، خستگی را از شانههای زمین برمیدارد.
بدنه:
یک روز پاییزی بود. ابرهای خاکستری آسمان را پوشانده بودند و باد آرامی برگهای زرد درختان را به رقص درمیآورد. ناگهان باران شروع به باریدن کرد. قطرهها روی شیشه میرقصیدند و صدای دلنشینشان، مانند موسیقی آرامی در گوشم میپیچید. بوی خاک نمخورده در هوا پخش شده بود و طبیعت، جانی دوباره گرفته بود.
به نظر من، باران فقط قطرههایی از آب نیست؛ بلکه پیامآور زندگی و امید است. او به گلهای پژمرده جان میبخشد و به زمینهای تشنه لبخند هدیه میدهد. باران به ما یادآوری میکند که حتی پس از روزهای سخت، میتوان منتظر اتفاقهای زیبا بود؛ درست مثل رنگینکمانی که پس از باران در آسمان ظاهر میشود.
نتیجهگیری:
باران برای من زیباترین شعر طبیعت است؛ شعری که آسمان میسراید و زمین با عشق به آن گوش میدهد. شاید به همین دلیل است که هر بار باران میبارد، احساس میکنم دنیا دوباره متولد شده و زندگی با تمام زیباییهایش از نو آغاز شده است.