1)داستان اسفندیار و رستم خلاصه :رستم برای شکست نا جوانمردانه اسفندیار به چشم او تیر گز پرتاب می کند
۲)داستان ارش کمانگیر. خلاصه :ارش کمانگیر پهلوان ایران که مرز ایران را در جنگ ایران تو را مشخص کرد
۳)داستان سیاوش خلاصه:همه هنرها را نزد رستم فرا میگیرد، عبارات حاکی از ادب و اخلاق او نسبت به جهانپهلوان، نمونة رفتار نیکوی اوست و البته که بعدها همه جا این سپاسگزاری از رستم را فرایاد دارد. او آنچه را آموخته است همه، هنر پیلتن میداند.
قالبش اگه اشنباه نکنم باید شعر نو باشه چون قافیه منظمی نداشت