انشإ تخیلی
موضوع: شاخه درخت
در خواب دیدم که شاخه درختم برگ ها و غنچه های زیبا از من آویزان هستند
و تابی به من بسته دختری روی آن تاب می خورد
لانه پرندهای روی من بود داخل آن لانه چند جوجه با جیک جیک گرسنگی و همین طور ترسشونو نشون می دادند
متهم هی تکون میخوردم و داشت همه جام درد می کرد
من هرچه می خواستم زبان باز کنم و از درد خود و همینطور از ترس پرنده هابگویم نتوانستم که نتوانستم
دوست دارم که نه من نه هیچ کس دیگه به درختا ومحیط زندگی پرنده ها آسیب نرسونه
مرسی
اگه خوشت اومد 👑 تاج بده