سلام دوستان ببخشید میخواستم بدونم این داستان که من مینویسم خوبه 🤔.؟بنام خدا. روزها وشب ها همیجوری به آرامی سپی می شد تا این که در خانه ما زنگ خورد مامانم گفت دخترم درو باز کن درو باز کردم یکی بود بابام رو می خواست گفت بابام اینجا نیست گفت مشکلی نیست بیا برگه هارو ببر بده بابات گفتم باشه. یه چند لحظه صبر کنید آمدم دررو که وا کردم.......