درخت: من ریهی زمینم و خانهی پرندگان؛ با ریشههایم قرنهاست که تاریخ را در آغوش گرفتهام. تو جز تکهای کاغذ بیجان چه هستی؟
کتاب: من حافظهی بشریتم. اگر من نباشم، دانش تو در گذر زمان به غبار تبدیل میشود. تو فقط سایه میبخشی، اما من به روح انسان بال پرواز میدهم.
درخت: اما تو از تن من ساخته شدی! بدون من، تو حتی وجود خارجی نداشتی.
کتاب: درست است؛ تو جسم مرا ساختی، اما من به تو معنا دادم. تو بدون من، درختی خاموش در جنگلی فراموششدهای.