افلاطون، فیلسوف یونانی، حقیقت برتر را در قالب 'جهان ایدهها' یا 'مثلها' معرفی میکند. از دیدگاه او، جهان محسوسات تنها سایهای از جهان واقعی و برتر است که شامل ایدهها و مفاهیم انتزاعی است. این ایدهها واقعیتهای پایداری هستند که در خارج از جهان مادی وجود دارند و به عنوان نمونههای کامل و بینقص از تمام اشیا و پدیدههای مادی عمل میکنند.
**وظیفه انسان در برابر این حقیقت برتر:**
1. **شناخت و درک حقیقت برتر**: افلاطون معتقد بود که انسان باید تلاش کند تا از طریق تفکر فلسفی و بررسی عمیق به شناخت حقیقت برتر برسد. این فرآیند شامل آزاد شدن از محدودیتهای جهان محسوسات و رسیدن به درک ایدهها و مفاهیم اساسی است.
2. **تحقیق و تحصیل دانش**: برای دست یافتن به حقیقت برتر، انسان باید دانش و حکمت کسب کند. تحصیل فلسفه و مطالعه مفاهیم انتزاعی راهی برای رسیدن به شناخت حقیقت برتر است.
3. **زیستن در هماهنگی با حقیقت برتر**: افلاطون بر اهمیت زندگی اخلاقی تأکید داشت. او معتقد بود که انسان باید به ارزشها و اصول برتر توجه کند و زندگی خود را بر اساس این ارزشها بنا کند.
در کل، از دید افلاطون، انسان وظیفه دارد تا از طریق تحقیق، تفکر و زندگی اخلاقی به شناخت و درک حقیقت برتر نائل شود.