سلام
۱) جهان ای برادر نماند به کس
دل اندر جهانآفرین بند و بس
۲) چو آهنگ رفتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن، چه بر روی خاک
۳) همان به که لشکر به جان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری
۴) درختی که اکنون گرفتست پای
به نیروی شخصی برآید ز جای
۵) سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل
۶) غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
۷) مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
۸) نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیرهسری را
۹) عجب نیست خندد ا