اونایی که از هشتم یادمه اینا بودن:
۱. تشبیه
شبیه کردن یک چیز به چیز دیگر با واژههایی مثل: مثل، چون، همانند.
مثال:روی او مثل ماه میدرخشد.
۲. استعاره
تشبیه پنهان؛ یکی از طرفهای تشبیه حذف میشود.
مثال: خورشید کلاس وارد شد.(یعنی دانشآموز زرنگ وارد شد)
۳. کنایه
گفتن چیزی و منظور داشتن معنای غیر مستقیم.
مثال: «دستش پاک است.» (یعنی آدم درستکاری است)
۴. جناس
شباهت آوایی دو واژه ولی با معنای متفاوت.
مثال: «دل میرود ز دستم، صاحبدلـان خدا را» (دل = قلب / دل = شخص عاشق)
۵. تضاد
آمدن دو واژهی متضاد در یک جمله.
مثال: شب و روز دعا میکنم.
۶. واجآرایی
تکرار یک حرف یا صدا در جمله برای ایجاد موسیقی.
مثال:بوی بهار با باد به باغ آمد.