امیر لاشاری

علوم و فنون ادبی دهم. درس 6 علوم و فنون ادبی دهم

برای سجع مطرف و متوازی و متوازن مثال بفرستین از هر کدوم سه تا مثال میخوام مثالا از کتاب نباشه

جواب ها

maria

علوم و فنون ادبی دهم

سجع مطرف علم از بهر دین پرودن است نه از بهر دنیا خوردن. سجع مطرف:پرودن،خوردن محبت را غایت نیست از بحر آنکه محبوب را نهایت نیست. سجع مطرف:غایت،نهایت خبری که دانی دلی بیازارد، تو خاموش تا دیگری بیارد. سجع مطرف:بیازارد،بیارد تنی چند متّفق سیاحت بودند و رفیق رنج راحت. سجع مطرف:سیاحت،راحت جان پدر! تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستین خلق افتی. سجع مطرف:بخفتی،افتیمُلک بی دین باطل است و دین بی ملک ضایع. سجع متوازن:باطل،ضایع آن که از جمال عقل محجوب است، خود به نزدیک اهل بصیرت معذور است. سجع متوازی:محبوب،معذور در دیدۀ دشمنان خار و بر روی دوستان خال. سجع متوازن:خار،خال فلانی را کرم بی شمار است و هنر بی حساب است. سجع متوازن:بی شمار و بی حسابکارها به صبر برآید و مستعجل به سر درآید. سجع متوازی:برآید،درآید توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به خرد است نه به سال. سجع متوازی:مال،سال چه جای ملامت است که در دیدۀ من شایستۀ کرامت است. سجع متوازی:ملامت،کرامت صیّاد بی‌روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی‌اجل در خشک نمیرد. سجع متوازی:نگیرد،نمیرد الهی اگر کازنی تلخ است از بوستان است و اگر عبدلله گنه کار از دوستان است. سجع متوازی:بوستان و دوستان

سوالات مشابه درس 6 علوم و فنون ادبی دهم