لطفا انشاء زمان و مکان رو هر کی نوشته برام بفرسته ولی خواهشا از اینترنت نباشه ممنون میشم❤

تبلیغ

تدریس رایگان زیست

برای دریافت هدریه رایگان آکادمی امروز اینجا رو کلیک کن

دریافت تدریس رایگان

جواب ها

هوای اول دی ماه ان سال آنقدر سرد شده بود که استخوان هایش راهم منجمد کند پوست لطیفش که جای خود داشت . در فکر بود وهمانگونه که به نهال کوچک انار نگاه میکرد دستانش را به اغوش کشید و در خود جمع شد .
خانه ی کوچکش را از نظر گذراند و همزمان با اشکی که از چشمان ابی رنگش پایین می امد دست های کوچک و ظریفش را بر شکم بالا امده اش کشید . بخاری خراب کنج اتاق بد جور در ان سرمای زمستانه دهن کجی می کرد . و چقدر ان زن تابستان های خانه ی نقلیشان را دوست داشت .
صدای زنگ بلبلی جدیدشان نوید امدن همسرش را میداد و چرا تا به حال دقت نکرده بود ترکیب صدای زنگ بلبلی و صدای باران رگباری به همراه صدای همسرش که با خوشحالی صدایش میزند اینقدر زیبا و دلنشین است .
بافت طوسی رنگش را محکم تر به دور خودش پیچید و دوان دوان از زیر باران پر از رحمت و ان باد سرد جانسوز خود را به در حیاط رساند در را باز کرد و همسرش با خوشحالی بخاری کوچکی را به همراه چند پاکت حاویی
وسایلی برای یک جشن کوچک شب یلدا بالا اورد و با خوشحالی تمام فقط یک جمله گفت ان هم مختصر و با ان جمله ی نیبند زن هم سر از پا نمی شناخت و مدام لبخندش به قهقه تبدیل میشد و ان جمله این بود خانمم کار پیدا کردم
با صدای همسرش از حال و هوای گذشته بیرون امد و با ان دست های چین خورده اش دست در دست همسرش به طرف اتاق پذیرایی حرکت کردند بچه ها و نوه هایشان با دیدنشان بلند بلند صلوات فرستادند و صدای
صلوات در میان جای جای خانه ی نقلیشان پیچید و زن که بعد از سال ها باز در شب یلدایی دوست داشتنیش پا در ان خانه گذاشته بود چشمش از پنجره ی چوبیشان به درخت پر بار انار افتاد لبخندش جان گرفت
برگشت و به خانه ی شلوغ و پر سر صدا نگاه کرد و همان طور که با همسرش به فرزندانشان نزدیک تر میشدند زیر لب نجواکرد
بازم هم شب یلدا ولی اینبار خانه ی ما گرم گرم سر در چیست اول دی و هوا اینقدر گرم چه شدکه زمستان از ان سرمای جانسوز دست کشید ان سرما کجا باشد و این خانه کجا اینقدر گرم
صلوات در میان جای جای خانه ی نقلیشان پیچید و زن که بعد از سال ها باز در شب یلدایی دوست داشتنیش پا در ان خانه گذاشته بود چشمش از پنجره ی چوبیشان به درخت پر بار انار افتاد لبخندش جان گرفت
برگشت و به خانه ی شلوغ و پر سر صدا نگاه کرد و همان طور که با همسرش به فرزندانشان نزدیک تر میشدند زیر لب نجواکرد
بازم هم شب یلدا ولی اینبار خانه ی ما گرم گرم سر در چیست اول دی و هوا اینقدر گرم چه شدکه زمستان از ان سرمای جانسوز دست کشید ان سرما کجا باشد و این خانه کجا اینقدر گرم

سوالات مشابه درس سوم نگارش یازدهم

hadiseh mayani · درس سوم نگارش یازدهم
کیمیا فتاحی · درس سوم نگارش یازدهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم