در یک شب پر از باران، رویاهایم به زندگی آمدند. پر از رنگین کمان و شادی، با خاطرات گذشته ای که هنوز در قلبم زنده است. در این شب جادویی، مانند سرسره ای که به خواسته هایم پاسخ می دهد، همه چیز احساس می شد که ممکن است. من از این دنیای جادویی لذت می بردم و احساس می کردم که همه چیز ممکن است، حتی تبدیل خاطراتی غم انگیز به خاطراتی شاد و زیبا. این شب از باران و رنگین کمان برای همیشه در حافظه ی من به یادگار ماند.
تاج یادت نره.