بی زحمت نگارش درس۲ صحفه ۲۵ نوشته بفرسته طورخدا

تبلیغ

تدریس رایگان زیست

برای دریافت هدریه رایگان آکادمی امروز اینجا رو کلیک کن

دریافت تدریس رایگان

جواب ها

🌱 روزی یک از روزا ،تاجری ب همراه سگش از کنار خرابه ای رد میشد کنجکاو شد داخل خرابه را ببیند ب طرف خرابه رفت سگش هم ب دنبال او رفت رفت و رفت تا رسید ب خرابه داخل خرابه شد با اینکه امکان داشت هر لحضه سقف بر روی سرش آوار شود تصمیم گرفت برگردد ک سگش پارس کنان برگشت ب طرف سگ رفت و دید تیکه استخوانی ب دهن دارد . راه رفته را برگشت ک نزدیک ب خروجی خرابه چشمش ب شئ براقی افتاد ب سمت شئ رفت و ان را از بین خاک ها بیرون کشید 'باورش نمیشد یک الماس ان هم در این خرابه ' کمی اطراف را گشت ک شاید الماسی دیگر هم باشد اما نبود بی خیال شد و با شادی ب راهش ادامه داد سگش هم پارس کنان همراهش رفت . کمی ک رفت ب رودی رسید . قصد کرد برود و کمی الماس را بشوید تا جلوه اش بیشتر نمایان شود ب رود رسید ‌کنار رود نشست و الماس را در دستانش گرفت . شئ براقی هم در اب دید با خود فکر کرد ،،نکند اوهم الماس باشد ،،دست برد تا الماس را از اب بردارد ک الماس خودش لیز خورد و ب اب افتاد و کمی بعد ناپدید شد . خیلی غمگین و محزون شد .. با صدای پارس سگ ب سمتش برگشت دید اوهم استخوانش را از دست داده مایوس ،ناامید و غمگین ب راهشان ادامه دادند ‌و تاجر فهمید از طمع بود ک الماسش را از دست داد ... ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

سوالات مشابه درس1 نگارش دهم

محمد جواد سلیمانیان · درس1 نگارش دهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم