مدا از اینکه پدرم دراومد تو کارگاه
ولییییی همه از درس میان تو خونه تعریف میکنن
من میام خونه درامای دخترارو تعریف میکنم
و من عین ندید بدیدا میگم واتتتت؟
عالی بود
اما معلم دینی غر غرو بود
گفت قرآن صفحه اول رو بخونید
اول من خوندم الکی ازم ایراد میگرفت سر این َ ِ ُ
خب تو نمیشنوی چرا از من بی دلیل ایراد میگیری
بعد تیکه میندازه میگه عینکم که داری پس چرا اشتباه میخونی 😐🙃