الف میشه وقتی قصه سختی و رنج گذشتکان رو میشنوه متوجه میشه که هیچ کس از طناب رنج و سختی دنیا در امان نبوده و نخواهد بود
ب میشه وقتی از نابودی سلطنت و مال پادشاهان خبردار میشه از مال دنیا دل میکنه و میفهمه که مال دنیا به کسی وفا نکره
ج باید بداند که هر گروغ لایق چه حرفی است و هم
ونطور حرف بزنه که مردم ان را دوست دارند.... معرکه و فالو یادت نره ♥
اول این که فرد قصّهای را که میخواهد باز گو کند برای یک استاد بخواند و هچنین با خود تمرین کرده باشد تا در هنگام قصّه گویی چیزی را از یاد نبرد.
دوم این که در فن سخن گفتن چابک و زرنگ باشد و بیتجربه نباشد.
سوم این که باید بداند چه سخنی برای شنوندگان مناسب است و بیشتر در مورد مطالبی حرف بزند که مردن میپسندند.
چهارم این که باید در زمانهای مناسب در بین قصّه ساده خود از شعر نیز استفاده کند زیرا بزرگان گفته اند شعر در میان قصه خواندن مانند نمک زدن به غذا است اگر کم بزنی غذا بیمزه میشود و اگر زیاد بزنی غذا شور میشود پس باید میانه روی کرد.