و باخودش گفت ای کاش من هم درخت بید بودم و بچه ها بامن کاری نداشتند....شاید من برای داشتن میوه شیرین و خوشمزه ام اینطوری میشکنن...
شاید زمان خشک شدن من رسیده تا درخت توت بتواند شاخه های تنومند و قوی تر داشته باشد که نتواند با خم شدن شاخه یی که بچه ها میگیرند به این سادگی بشکنن...اره خیلی ای کاش و شاید دارم...
اگه من جای بچه ها بودم مراقب بودم که شاخه ها نشکنن و سر گذشتشون مث من نشه....بخاطر خوردن میوه های درخت به شکسته شدن شاخه های اون درخت رو از زنده بودن محروم نمیکردم....
ای کاش مث درخت بید بدون میوه بودم...و قد بلندی داشتم که هرکسی دستش به من نرسه جز بزرگترها که مراقب شاخه هایم هستند...
دیگه کم کم داره نفسم بند میاد و داره اب ساقه هام خشک میشه فقط یه خواهشی دارم از شما بچه های مهربون ....لطفا درخت ها رو دوست داشته باشید و شاخه هاشون رو نشکنیدتا مث من عمر کوتاهی نداشته باشن...
سلام دوست عزیز....ممنون میشم معرکه و فالو و امتیاز بدی....😉