فضل: بخشش
نخجیر: شکار
کمند: ریسمان
برون: بیرون
ربیع: بهار
خداوند
خشنودی و رضایت تو باعث خوشحالی و خشنودی من است
تو به من قدرت و توانایی دادی
رخش ( اسم اسب رستم ) عصبانی شده و دیگر تحمل ندارد
اول با شیر جنگید
دوم تشنه اش بود و دنبال آب میگشت
سوم با یه اژدها جنگید
چهارم با یه جادوگر مبارزه کرد
پنجم با اولاد جنگید و اون رو اسیر کرد
ششم با کمک اولاد بر ارژنگ دیو پیروز شد
هفتم با دیو سپید مبارزه کرد