سلام
بازنویسی حکایت ص ۳۶ نگارش
مردی چشم درد گرفت
پیش دام پزشک رفت که او را معالجه کند . دام پزشک هر چیزی را که در چشم چهار پایان میریخت در چشم آن مرد هم ریخت .
مرد کور شد . مرد به دادگاه رفت و از دامپزشک شکایت کرد .قاضی گفت : او هیچ تقصیری ندارد ، تو اگر عاقل بودی پیش دام پزشک نمیرفتی