زهیر علیجانی

فارسی هشتم. درس 5 فارسی هشتم

سلام همگی لطفا یه حکایت زیبا بفرستید کم باشه خیلی زیاد نباشه تاج میدم

جواب ها

جواب معرکه

Zahra ‌‌‌ ‌

فارسی هشتم

گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت، دید که بهلول، زمین را با چوبی اندازه می گیرد. پرسید: چه می کنی؟ گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر؟ هر چه سعی می کنم، می بینم که به من بیشتر از دو ذارع (حدود یک متر) نمی رسد و به تو هم بیشتر از این مقدار نمی رسد.» اینو بنویس منم نوشته بودمش
.. ..

فارسی هشتم

روزی روزگاری در یک فصل بهاری یک چوپان مشغول چرا گوسفندانش بود مردی از او می پرسد ای چوپان دستمزد تو کم تر از این سختی ها است .چوپان گفت خدا روزی میدهد

سوالات مشابه درس 5 فارسی هشتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام