لطفا معرکه بدهید
دکان:دکان های بیرون خانه زیبا بودند
صندلی:علی روی صندلی نشسته بود
بوستان:در بوستان عروسک زیبایی را دیدم
سلام:انسان از سلام کردن لذت می برد
خوش نویس:خوش نویس در دست علی بود
پسرم:زهرا به محمد میگفت پسرم دوست دارم
قول:او به من قول های زیادی داده است
قهوهای:یکی از رنگ ها قهوهای نام دارد
جواب:ما جواب تمامی سوالات را نداریم
قاب:قاب گوشی ام زیبا است
آهنگ:من آهنگ خواندن را دوست دارم
عصر:عصر امروز سیب خوردم
کیف:او کیف جذابی در دست داشت
تماشا:من محو تماشا پروانه ها شدم
مغازه:مغازه بیرون خانه بود
طرف:او آن طرف در بود
کاغذ:او با کاغذ دستش را برید
تفکر:او تفکر بالایی دارد
پدربزرگ:من یک پدربزرگ مهربان دارم