سلام بچه‌ها ۱ یک خاطره شیرین از خانواده ۲ باران و حال و هوای یک روز پاییزی ۳ یک روز بدون تلفن همراه اگه میتونید یکی از این انشا ها رو برام بفرستید ممنون میشم از گوگل نباشه

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

مقدمه: امروزه تلفن همراه بخش بزرگی از زندگی ما شده است. بیشتر ما ساعت‌های زیادی را با گوشی می‌گذرانیم، اما آیا تا به حال فکر کرده‌ایم که یک روز بدون تلفن همراه چگونه می‌گذرد؟ بدنه: یک روز تصمیم گرفتم از صبح تا شب از تلفن همراهم استفاده نکنم. در ابتدا برایم خیلی سخت بود، زیرا عادت داشتم هر چند دقیقه گوشی خود را بررسی کنم. برای سرگرم شدن، کتاب خواندم و به مادرم در کارهای خانه کمک کردم. بعدازظهر با خواهرانم بازی کردیم و کلی خندیدیم. حتی زمانی پیدا کردم که به درس‌هایم برسم. کم‌کممقدمه: پاییز یکی از زیباترین فصل‌های سال است. فصلی که درختان لباس‌های زرد و نارنجی می‌پوشند و باران با صدای دلنشین خود به زمین آرامش می‌بخشد. بدنه: یک روز پاییزی از خواب بیدار شدم و صدای باران را شنیدم. به کنار پنجره رفتم و قطره‌های باران را دیدم که آرام روی شیشه می‌لغزیدند. وقتی به مدرسه می‌رفتم، برگ‌های رنگارنگ زیر پاهایم خش‌خش می‌کردند. بوی خاک نم‌خورده در کوچه پیچیده بود و نسیم خنکی به صورتم می‌خورد. مردم با چترهای رنگی در خیابان راه می‌رفتند و آسمان پر از ابرهای خاکستری بود. من عاشق این لحظات هستم، زیرا باران به من احساس آرامش و تازگی می‌دهد. نتیجه‌گیری: پاییز به ما یاد می‌دهد که هر فصلی زیبایی مخصوص خودش را دارد. به نظر من باران پاییزی یکی از زیباترین هدیه‌های خداوند به طبیعت است. متوجه شدم که بدون گوشی هم می‌توان لحظات شادی داشت. آن روز بیشتر با خانواده صحبت کردم و از چیزهای کوچکی لذت بردم که قبلاً به آن‌ها توجه نمی‌کردم. نتیجه‌گیری: آن روز فهمیدم که تلفن همراه وسیله مفیدی است، اما نباید تمام وقت خود را صرف آن کنیم. زندگی واقعی پر از لحظات زیبایی است که نباید به خاطر گوشی از دست بدهیم. مقدمه: خانواده یکی از زیباترین نعمت‌های خداوند است. لحظاتی که در کنار خانواده می‌گذرانیم، به خاطرات شیرینی تبدیل می‌شوند که هیچ‌وقت فراموششان نمی‌کنیم. بدنه: یکی از بهترین خاطرات من مربوط به روزی است که همراه خانواده به گردش رفتیم. آن روز هوا بسیار خوب بود و همه خوشحال بودیم. مادرم خوراکی‌های خوشمزه‌ای آماده کرده بود و ما با ذوق وسایلمان را جمع کردیم. وقتی به پارک رسیدیم، زیر سایه درختی نشستیم. با خواهرانم بازی کردیم و کلی خندیدیم. پدرم برایمان خوراکی خرید و مادرم از ما عکس گرفت. آن روز هیچ‌کس ناراحت نبود و همه از کنار هم بودن لذت می‌بردیم. نتیجه‌گیری: آن روز فهمیدم که خوشبختی همیشه در داشتن پول و وسایل گران‌قیمت نیست، بلکه گاهی در یک خنده ساده کنار خانواده پنهان شده است. آن خاطره برای همیشه در قلب من باقی می‌ماند.
این انشا در حد کلاس نهم نوشته شده و از تشبیه و توصیف‌های ادبی استفاده می‌کند. 🍂🌧️ باران و حال‌وهوای یک روز پاییزی پاییز یکی از زیباترین فصل‌های سال است؛ فصلی که با رنگ‌های زرد، نارنجی و قرمز خود، طبیعت را به تابلویی نقاشی‌شده تبدیل می‌کند. در این فصل، درختان لباس رنگارنگ خود را بر تن می‌کنند و برگ‌های خشک، آرام‌آرام از شاخه‌ها جدا می‌شوند و روی زمین می‌نشینند. در میان این همه زیبایی، باران پاییزی حال‌وهوای دیگری به طبیعت می‌بخشد. صبح یکی از روزهای پاییزی، وقتی از خواب بیدار شدم، صدای آرام باران را از پشت پنجره شنیدم. آسمان ابری و خاکستری بود و قطره‌های باران، یکی پس از دیگری روی شیشه می‌لغزیدند. نسیم خنکی از لابه‌لای درختان می‌گذشت و بوی خاک نم‌خورده، فضای خانه را پر کرده بود. انگار زمین پس از روزها انتظار، دوباره جان گرفته بود. از پنجره به کوچه نگاه کردم. خیابان خیس شده بود و برگ‌های رنگارنگ در گوشه‌وکنار آن جمع شده بودند. قطره‌های باران روی برگ‌ها می‌نشستند و مانند دانه‌های مروارید می‌درخشیدند. مردم با چترهای رنگی از کنار یکدیگر عبور می‌کردند و صدای قدم‌هایشان با صدای باران درهم می‌آمیخت. گنجشک‌ها زیر شاخه‌های درختان پناه گرفته بودند و گاهی با صدای کوتاه خود، سکوت کوچه را می‌شکستند. باران پاییزی برای من فقط قطره‌هایی از آب نیست؛ بلکه پیامی از آرامش و تازگی است. وقتی به صدای آن گوش می‌دهم، احساس می‌کنم تمام خستگی‌ها و نگرانی‌هایم کم‌رنگ می‌شوند. باران مانند نوازنده‌ای هنرمند، روی شیشه‌ها و سقف خانه آهنگی دلنشین می‌نوازد و به طبیعت روح تازه‌ای می‌بخشد. در چنین روزی، نوشیدن یک فنجان چای گرم در کنار پنجره و تماشای باران لذت خاصی دارد. بخار چای به‌آرامی بالا می‌رود و شیشه‌های بخارگرفته، منظره‌ای رؤیایی می‌سازند. دوست دارم در آن لحظه کتابی بخوانم، به صدای باران گوش بدهم و به زیبایی‌های ساده اما ارزشمند زندگی فکر کنم. البته روزهای بارانی همیشه هم بی‌دردسر نیستند. گاهی خیابان‌ها شلوغ می‌شوند و رفت‌وآمد دشوارتر می‌شود، اما با این حال، زیبایی باران و تأثیری که بر روح و روان انسان می‌گذارد، خستگی‌ها را از یاد می‌برد. باران به ما یادآوری می‌کند که پس از روزهای خشک و بی‌روح، دوباره می‌توان شاهد تازگی و شکوفایی بود. سرانجام، با گذشت زمان، باران آرام‌تر شد و نور کم‌رنگ خورشید از میان ابرها بیرون آمد. قطره‌های باقی‌مانده روی برگ‌ها زیر نور خورشید درخشیدند و رنگین‌کمانی زیبا در گوشه‌ای از آسمان پدیدار شد. آن روز فهمیدم که زیبایی طبیعت همیشه در اتفاق‌های بزرگ نیست؛ گاهی یک باران ساده پاییزی می‌تواند تمام روز ما را زیباتر کند. پاییز با باران‌های دلنشینش به ما می‌آموزد که حتی روزهای خاکستری نیز زیبایی‌های پنهان خود را دارند. کافی است کمی دقیق‌تر نگاه کنیم و با قلبی آرام، زیبایی‌های اطرافمان را ببینیم. تاج یادت نره 🎀

سوالات مشابه درس 2 نگارش نهم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم